![]() |
![]() |
|
|
من بهار را در باغچه ی کسانی دیدم و باور کردم که اصلا نمی دانستند گل و سبزی یعنی چه؟؟؟؟
عاشقان عاشقی از یاد من و شهر برفت عاشقان مستی و شادی همه از دهر برفت پیش معشوقه نشستن نه صواب است و نه جرم پس چرا بست نشستی که جهان قهر برفت آبروی همگان چرک کف دست شده ست نرو از پی که عزیز آب همه نهر برفت نیک مردان جهان نیست اثر از رخشان گوهری بر لب آب تا ته آن بحر برفت مهر ورزی زنان و شوهران آنجا بود که عزیز دلمان حبس سر مهر برفت زن ومردان زمین صبح به شب مشغولند مهربانی ز زمین تا ابدالدهر برفت
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 17:24 توسط atemad |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من گاه شعر مي گويم، گاه مي نويسم،گاه درس مي خوانم، اما هيچگاه گريه نمي کنم و هميشه ستايشگر پروردگارم براي چنين پدر و مادري............
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
سیاه و سفید عکس هایم شعری برای تو |
| پیوندها |
|
دست نوشته ها |
|
RSS
|